عنوان مصاحبه:ارادهای محکم برای مقابله با باندهای رانتخوار وجود دارد تاریخ مصاحبه::1388/01/20 متن مصاحبه: سیدعماد حسینی نماینده قروه و دهگلان فارغالتحصیل مهندسی پتروشیمی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و فوق لیسانس مهندسی مخازن نفت از دانشگاه کالگری کانادا و دارای تسلط بر زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی میباشد. بر این اساس بود که با سن و سال کم به عنوان نخبه برگزیده شده و عضویت هیأت رئیسه مجمع ملی نخبگان ایران و انجمن مهندسین نفت ایران و کانادا را از آن خود نمود.
خبرنگار ما با هدف تشریح وضعیت عمومی موجود، چشمانداز آینده و برنامههای آتی وی گفتوگویی به صورت پرسش و پاسخ ترتیب داده که پیش روی شماست.
وضعیت عمومی فعلی استان را چگونه میبینید؟
وضعیت عمومی در حال حاضر مطلوب نیست به طوری که از نظر اقتصادی با وصف اینکه استعدادهای بزرگی در زمینه کشاورزی، معدن، توریسم و بازرگانی داریم، رتبههای نامناسب توسعه را به خود اختصاص دادهایم تا جایی که از رتبه ۲۷ در بین ۳۰ استان کشور تجاوز نمیکنیم و در رتبه اول بیکاری کشور را داریم که این اصلاً پذیرفتنی نبوده و نشان از نبود برنامهریزی، سرمایهگذاری و مدیریت جامع و اصولی دارد، چگونه میتوان قبول کرد، در استانی که استعداد تولید چندین میلیون تن محصولات کشاورزی، استحصال نصف نیاز کشور به سنگهای ساختمانی، تزئینی و قیمتی، راهاندازی صدها کارخانه بزرگ مادر و جانبی، پذیرایی از میلیونها نفر گردشگر داخلی و خارجی، صدور میلیاردها دلار کالا به خارج و ایجاد اشتغال برای چند میلیون نفر کارگر را دارد، خود با یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر جمعیت از شاخصهایی مانند پیوند ناگسستنی خانوادگی، عشق به اصالت نژادی و میهن، احساس مسئولیت اخلاقی، تعهد دینی و تمایل به اتحاد و هماهنگی از پیشرفت اعتیاد، قتل، ناهنجاریهای رفتاری، کاهش امید به زندگی، تنزل احساس امنیت عمومی، بیماریهای روانی و طلاق رنج میبرد. در حوزه فرهنگی هم با وجود برخورداری کُردها از هویت فرهنگی ویژه، عشق وافر به فرهنگ، علاقه شدید به فراگیری علم، داشتن جوانانی با حافظههای قوی، داشتن سابقه چند هزار ساله فرهنگی، ادعای (قابل اثبات) بنیانگذاری فرهنگ و تمدّن در خاورمیانه و داشتن تاریخ ادبیات و بزرگ مردان فرهنگی تحصیلی؛ فرار از تحصیل، ترک تحصیل، کاهش شدید کیفیت آموختن، دور شدن از علم، دانش، ادبیات و پژوهش و… مواجه هستیم.
مقصر یا مقصران اصلی چه عوامل و عللی هستند؟
در جامعه ما که مراحل گذر از سنت به مدرنیته را طی نکرده، تشکلهای مدنی، NGOها، احزاب واقعی، مطبوعات حرفهای، آزادی نقد و انجمنهای علمی و پژوهشی شکل گرفته و تمام تصمیمگیریهای تأثیرگذار در دست دولت متمرکز است، باید دولت را مقصر دانست هرچند که دولت هم با موانعی مثل نداشتن بنیه علمی و تجربی، دوری گرفتن بسیاری از چهرههای توانا از بدنه دولت به (علل خاص)، دخالت سازماندهی شده و با پشتوانههای مادی و غیر مادی بیگانگان در روند فرهنگی، بروز بحرانهای بزرگ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی برای ایران مثل جنگ تحمیلی، محاصرههای گوناگون، تحریمهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، نیاز سیریناپذیر دوره بازسازی کشور به اعتبارات و نیروی انسانی و… روبرو است. اما در کنار این مسائل باید این واقعیت را پذیرفت که سهلانگاری و هیچانگاری دولت در برخی زمینهها به ویژه در عرصه تکمیل چرخه مدیران موجب بالا رفتن شدت ضربهزنی این عوامل و پایین آمدن ضریب آسیبپذیری شده است.
با توجه به نکاتی که ذکر کردید در این خصوص چه باید کرد؟
جواب دادن به سؤالی که چندین دهه است ذهن سیاستگذاران و عناصر تأثیرگذار جامعه را به خود مشغول ساخته و نیاز به اجماع عقلی و پژوهشی دارد سخت بوده و از عهده یک نفر برنمیآید، اما براساس آنچه که از تحصیلات، و مذاکرات به دست آوردهام باید بگویم که اول باید نخبگان و سرمایههای علمی و اجتماعی را بسیج کرد تا ساختار برنامهریزی و سیاستگذاری حاکم بر جامعه را بازسازی و نوسازی کنند، دوم باید دولت تمرکز خود بر تمام امور جامعه را سیاستگذاری تا اجرا را به حداقل کاهش دهد، سوم باید از تجارب موفق سایر کشورها بهره گرفت. تا زمانی که دولت یکهتاز عرصه اداره مملکت و متکلم وحده در حوزه نظری و تئوریک است هر برنامهریزی هرچند اصولی و برگرفته از الگوهای موفق باشد، به صورت ناقص اجرا شده از مسیر اصلی منحرف خواهد شد، چون تاریخ ثبت نموده دولت تنها میتواند ناظر خوبی باشد نه مجری موفق.
خودتان میخواهید برای حمایت از برنامههای اصلاح نظام اداری و تصمیمگیری خرد و کلان کشور چه کار کنید؟
من شخصاً در این راستا از ابتدا تصمیم گرفتهام که اولاً به عنوان یک قانونگذار از افکار و تجارب کارشناسان و صاحبنظران استفاده نموده و برای انتقال و حمایت از اجرایی شدن آنها تمام توان خود را به کار گیرم تا تبدیل به قانون شوند، ثانیاً به عنوان یک ناظر از تضعیف و یا انحراف از اصول کارشناسی و قواعد کارساز جلوگیری نمایم.
در استان کردستان میخواهید چکار کنید؟
باید صادقانه اعتراف کنیم که ضعف ساختارها در کردستان به دلایلی که اکثراً برای دولت و مردم روشن است بیشتر و شدیدتر است، میتوان از آشفتگیهای عمومی متأثر از بحرانهای اوایل انقلاب، امنیتی و جنگی شدن استان بر اثر جنگ ایران و عراق، انتصاب کاملاً جناحی مدیران در دوران سازندگی و بیتوجهی به تواناییهای مدیریتی، تعطیل شدن روند تولید سرمایههای اجتماعی و مدیریتی بر اثر عدم اعتماد به نیروهای بومی و… نام برد. شما کمی به گذشته برگردید متوجه میشوید که در دوران جنگ و سازندگی اکثر مدیران استان مرکب از افراد ضعیف و غیر بومی بودند که پس از طی دوره آزمون و خطا و استفاده از امتیازات و مزایای مادی فراوان استان را ترک کرده و با کولهباری از تجربه به استانهای خود یا وزارتخانهها برمیگشتند. من با استفاده از نظریات کارشناسان دلسوز راهکارهایی را برای حل بحران ساختارها تعقیب میکنم.
آیا میتوان این برنامهها را پیش برد؟
قطعاً یک سری مقاومتهایی میشود اما من هم به نسبت این مقاومتها فعالیت و اصرار خودم را شدت میبخشم تا جایی که همگان را قانع به بکارگیری برنامهها کرده و یا تحمیل نماییم!
بیشترین مقاومتها در مرکز است یا استان؟
اگر منصفانه به موضوع بنگریم باید اعتراف کنیم که در مرکز و بدنه دولت از اینگونه برنامهها اسقبال میشود اما در استان گروههای سیاسی و باندهایی مافیایی شکل گرفته که به محض مغایرت یک برنامه یا پیشنهاد با منافع رانتجویانه آنها فوری اقدام به مقاومت، جوسازی و کارشکنی میکنند که بعضاً به علت ارتباط با نهادهای تصمیمگیر موجب تأخیر در اجرا میشوند.
آیا نمیشود با این باندها مقابله کرده و موجب انحلال آنها شد؟
یک امر ممکن اما سخت است، چون اینها به سان غده سرطانی در لایههای تصمیمگذار رسمی و باندهای غیر رسمی نفوذ کرده و از قدرت جناحی، دولت، احزاب مطبوعات، NGOها، مجلس و حتی نهادهای مذهبی برای خود حاشیههای امن و اهرمهای اجرایی ساختهاند، تا جایی که با وصف وجود ارادهای محکم در نظام به ویژه نزد مقام معظم رهبری، بدنه مجلس و دولت برای مقابله با این باندها امور با کندی پیش میرود اما با وضعیتی که مشاهده میکنیم به آینده امیدوارم.
آیا در برگزاری رقابتهای انتخاباتی مجلس هشتم برای خود شما مشکلاتی از سوی این باندها پیش آمد؟
بله کار تا جایی پیش رفت که اگر لطف خداوند و آگاهی و هوشیاری مردم نبود قطعاً بازنده بودم چون آنچه که به ذهنشان رسید و از دستشان برمیآمد علیه من انجام دادند از تهمت و افترا گرفته تا خرج کردن پول و اقدام برای نفوذ در روند اجرای رأی و شمارش آراء.
امکان دارد به مواردی از رانتجویی و مفاسد باندها را بیان کنید؟
موارد مستند بسیاری در دست دارم اما مصلحت امر اجازه افشای آنها را نمیدهد اما در وقت خودش همه چیز را مستند و بدون تعارف بیان میکنم و جز از خداوند از احدی باک ندارم.
|